السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
314
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
براى بندهاى ارادهء خير نمايد ، جبرئيل به ديدار او مىرود ، سپس ميكائيل و ساير ملائكه مقرّب از حول عرش او را ملاقات مىكنند و وقتى اين امر در ميان ملائكه شيوع بيابد همه آنها براى آن بنده درود و صلوات مىفرستند و ملائكه و اهل آسمان براى درود و نماز بر او از آسمان به زمين هبوط مىكنند . ابليس لعنت اللَّه عليه از هيچ امرى در آسمانها بىخبر نبود و هر زمان كه اراده مىكرد به آنها آگاهى مىيافت ، همانطور كه با فريفتن آدم موجب اخراج او از بهشت شد و همواره به آسمانها آمد و رفت داشت تا وقتى كه خداوند عيسى را به آسمان بالا برد ، از آن پس ابليس از چهار آسمان ممنوع شد و فقط در سه آسمان حقّ تردّد داشت ، امّا زمانى كه خداوند محمد ( ص ) را مبعوث فرمود ، شيطان از صعود در سه آسمان ديگر نيز ممنوع شد و از آن پس او همه و سپاهيانش تا روز قيامت از جميع آسمانها محروم و ممنوع هستند ( مگر آنها كه استراق سمع كنند [ 1 ] ) . در آن زمان ابليس كه هنوز از اسرار آسمان با خبر بود وقتى درود و صلاة ملائكه را بر ايّوب ( ع ) شنيد و فهميد كه خداوند از او به نيكى ياد كرده و وى را ستايش نموده است ، دچار حسد و كينه شد و سريعا به آسمان رفت و عرضه داشت : خدايا به كار بندهات ايّوب نظر كن ، مىبينى كه او بندهايست كه چون به او نعمت دادهاى ، شكر تو را مىگويد و از آنجا كه به او صحّت و عافيت دادهاى حمد و سپاس تو را بر زبان مىراند ، امّا هرگز او را با سختى و بلا امتحان نكردهاى و من ضامن هستم كه اگر او را دچار بلا و مصيبت كنى به تو كافر شده و تو را فراموش مىكند . خداى متعال فرمود : تو آزادى كه بر مال او مسلّط شوى ، آن دشمن خدا به سرعت به زمين آمد و همه عفريتهاى شياطين را جمع كرد و گفت : هر شناخت و قدرتى كه داريد به كار ببنديد و مال ايّوب را نابود كنيد ، چون خداوند مرا بر مال او مسلّط نموده است و از بين رفتن اموال مصيبتى است كه مردان تحمّل صبر در برابر آن را ندارند ، عفريتى از شياطين گفت : من قدرتى دارم كه وقتى اراده كنم ، درختان را به آتش مىكشم و هر چيزى كه به آن نزديك شود مىسوزانم ، ابليس گفت : به نزد شترهاى ايّوب و چوپان او برو ، آن عفريت به نزد شتران ايّوب رفت و همهء آنها را يكى يكى به
--> [ 1 ] سوره حجر ، آيه 18 .